چرا کودک باید والدین را پدر و مادر خطاب کند؟ 

چراصدا زدن والدین با اسم کوچک توسط کودک آسیب رسان است؟

صدا کردن پدر و مادر با نام کوچک
✳ در طی سالهای اخیر خطاب کردن والدین با اسم کوچک تبدیل به الگوی غالب گفتگو در میان بسیاری از خانواده ها شده است، در حالی که برتری یا عدم مقبولیت آن نسبت به الگوهای مرسوم، مورد بحث و اختلاف نظر است. 
موافقان این الگو بر این باورند که این موضوع علاوه بر از بین بردن موانع ارتباطی باعث افزایش احساس قدرتمندی و اعتماد به نفس در فرزندشان می‌شود، و برخی آن را یک اشتباه تربیتی می دانند.

در توضیح علت این پدیده بیان شده که این تحول ممکن است به دلیل کناره گیری تدریجی والدین از جایگاه قدرت، سبقت گرفتن فرزندان در تصاحب این جایگاه، نشانه ای از تمسخر والدین یا نشانه ای از به رسمیت نشناختن جایگاه آنها به عنوان پدر و مادر باشد. در میان نوجوانان این نحوه از خطاب، می‌تواند نوعی تست کردن مرزها توسط نوجوان و رفتار توجه طلبانه از سوی او باشد، اما در طی سالهای اخیر مشاهده این الگو در میان کودکان نیز افزایش یافته است و گروهی از متخصصان این تحول را محصول  سبک فرزندپروری سهل گیرانه می دانند، که امروزه شیوع آن بیش از هر زمان دیگر است.

✳ خطاب شدن والدین با نام کوچک، بسیاری از اوقات خواستهٔ خود آنها، و در بسیاری موارد برخاسته از دلایلی در دنیای درونی کودک و مؤلفه های هیجانی رابطه او با والدین است. در مصاحبه با تعدادی از کودکانی که صدا کردن والدین خود با نام کوچک را ترجیح میدادند، دلایلی از سوی آنها گزارش شد مانند اینکه: "این طور صدا کردن به من این احساس را می‌دهد که با پدر و مادرم رفیق هستم و کمتر خشک و رسمی است". "به این دلیل او را به این نام صدا می‌کنم که او را پدر یا مادر خودم نمیدانم"، "گاهی اوقات وقتی از او عصبانی میشوم این کار را می‌کنم چون می‌دانم که این کار را دوست ندارد"، "فکر می‌کنم لیاقت اسم پدر یا مادر را ندارد"، "هیچ وقت برای من شبیه یک پدر نبوده است" "فقط وقتی که اینطور صدایش می‌کنم به من توجه میکند".

بر همین اساس، متخصصان بر این باورند که در صورت وجود چنین الگویی، از والدین انتظار می رود که بتوانند پاسخی برای این سوالات از خود بیابند: "آیا من منبع حمایتی قابل اتکایی برای او هستم؟"، "آیا از اختیار و قدرتی برای اعمال نظم و قانون در خانواده برخوردار هستم".


کودکان دائما در حال تلاش برای درک میزان و ماهیت قدرت خود در روابطشان هستند‌؛ آنها اگرچه در هنگام بازی با همسالانشان نیاز به احساس برابری، خلاقیت و اشتراک در وضع قوانین دارند، اما در ارتباط با والدین نیاز به تجربهٔ والد به عنوان قانونگذار و منبع قدرت قابل اتکایی دارند که شکل گیری وجدان، مهارهای اخلاقی، ساختار و چارچوب های درونی، در نتیجهٔ الگوبرداری از او اتفاق می افتد. 
از طرفی با توجه به آنکه وجود ساختار و چارچوب، چه در دنیای درون و چه در دنیای بیرون کودک، باعث قابل اتکا و پیش بینی پذیر شدن شرایط برای او می‌شود، باور به وجود آن در فضای خانواده باعث افزایش احساس اطمینان و امنیت در او خواهد شد.

✳ بسیاری از کودکان، در صورت خارج شدن از الگوی مرسوم خطاب والدین، مقاومت زیادی را برای بازگشتن به آن نشان می‌دهند. و از آنسو تجربهٔ بسیاری از افرادی که از کودکی والدین خود را با اسم کوچک صدا کرده اند این است که پس از گذشت سالها علیرغم میل زیاد به صدا کرد والدین به عنوان پدر و مادر، خود را ناتوان از این کار تجربه میکنند. ‌

اتل رهان (Ethel Rohan) نویسندهٔ اهل سان فرانسیسکو، که به گفتهٔ خود سالها توسط فرزندانش با نام کوچک خطاب میشده است، پس از مواجهه با بیماری آلزایمر در مادرش، در تلاش برای متقاعد کردن فرزندانش برای خطاب کردن دوبارهٔ او با عنوان مادر، بیان می‌کند که: "فقط دو نفر در دنیا وجود دارند که می‌توانند من را مادر صدا کنند"؛ به طور مشابه می‌توان گفت، برای هر کودک تنها یک نفر در زندگی اش وجود دارد که از دست دادن فرصت خطاب کردن او با عنوان مادر یا پدر، در هیچ یک از روابط دوستانه و عاطفی دیگر قابل جبران نخواهد بود.

منبع: https://newyork.cbslocal.com/2015/12/09/parents-names/amp/